تبلیغات
✿✿انــــدکـــیـ بـا مــــنــــ باشـــ ...✿✿ - گریه نکن....

✿✿انــــدکـــیـ بـا مــــنــــ باشـــ ...✿✿

Little with me**....**

گریه نکن....

غمگین گوشه ای نشسته بود

 دلش می خواست یه دل سیر گریه کنه

 همش با خودش می گفت:مگه من چه بدی ای در حقش کردم که مثل یه آشغال منو پرت کرد بیرون از

زندگیش.....

همون طور که باخودش حرف میزد بغضش ترکید...

سرشو روی زانوهاش گذاشت و زار زار گریه میکرد...

که یه هو یکی سرشو گذاشت بغلش و گفت:با تو بودن لیاقت میخواد که هرکسی نداره....

اون تو رو از زندگیش بیرون نکرد ب
لکه فهمید که تو اونقدر با ارزشی که لیاقت نگه داشتنتو نداره....

گرچه واست خیلی سخته........





طبقه بندی: متن های احساسی، داستان،
+ نوشته شده در سه شنبه 25 تیر 1392 ساعت 09:04 ب.ظ توسط آوین | نظرات()